يحيى السهروردي

37

رسالة هياكل النور ( فارسي )

داشت ، از تو مىخواهم كه در زيباترين مظاهر بر من تجلّى كنى وفروغ چهرهء تابناك خود را به من بنمايى وميانجى شوى واز خدا بخواهى كه نور اسرار بر من بتابد ، وپرده‌هاى تاريكى وظلمت را از برابر چشم دلم بردارى . تو را سوگند مىدهم به حقّى كه أو را بر توست ومكانتى كه أو را در نزد توست ) « 1 » . 11 - 2 . از اين قبيل همانندىها ميان هياكل النّور وديگر نگاشته‌هاى گنوستيك سهروردى باز هم مىتوان يافت ؛ چنان كه سرآغاز آن ( : يا قيّوم . . . ووفق المحسنين ) برابر است با بخش نخست قطعهء سوّم از تمجيدات « 2 » أو كه به نوشتهء مرحوم دانش‌پژوه در آن « به راه پيروان زرتشت وگنوسيان وصابئيان حرّانى رفته ومانند آنان سخن گفته است » « 3 » ؛ وهر گاه بدانيم كه دعاى پايانى اين رساله نيز عبارت است از بخش پايانى همان قطعه از تمجيدات « 4 » ، چشم‌انداز ديگرى از پيوستگى نگاشته‌هاى أو به لحاظ فرم ومحتوا بر ما آشكار مىشود واين امكان فراچنگ‌مان مىآيد كه دربارهء نام اين رساله وجايگاه آن در ميان مجموعهء آثار سهروردى تأمّلى دوباره كنيم ؛ هم چنان كه شارحان آن نيز چنين كرده‌اند .

--> ( 1 ) . هانرى كربن ، روابط حكمت اشراق وفلسفهء إيران باستان ، ترجمهء احمد فرويد وعبد الحميد گلشن ، تهران ، 1325 ش ، ص 57 . ( 2 ) . نك : محمّد تقى دانش‌پژوه ، « نيايشنامه‌هاى سهروردى » ، آرام‌نامه ، به كوشش مهدى محقّق ، تهران ، 1361 ش ، ص 95 . ( 3 ) . همان ، ص 87 . ( 4 ) . همان ، صص 95 - 96 .